استعمار فرانسه در الجزایر

استعمارگران در چند قرن گذشته به نفوذ چشمگیرشان بر مناطق مختلف جهان پرداختند. الجزایر از جمله مناطقی بود که زیر چکمه‌های فرانسوی‌ها بوده و همانند همسایگانش تاخت و تازهای متعددی را به خود دیده است. این جریان تاریخی در عین حال متأثر از ویژگی‌هایی است که تا حدود زیادی ناشی از گسترش این سرزمین است که به هر یک از گروه‌ها اجازه داده تا مدتی طولانی نوعی خود مختاری نسبی را حفظ کنند و بعد از یک دوره مقاومت طولانی به قوانین تازه رسیده گردن نهند.

الجزایر با وسعتی معادل پنج برابر کشور فرانسه در معرض هجوم نیروهای مرکز گریزی قرار داشته است همین امر که استقرار یک حاکمیت مرکزی نیرومند را در این سرزمین به تعویق انداخته است. در طول تاریخ مناطق و قبایل در این سرزمین نقش بسیار مهمی را ایفا کرده‌اند. پیمان‌ها و منازعات این قبایل تابع ترکیب پیچیده‌ای از ملاحظات سیاسی، اقتصادی، مذهبی یا مالی بوده است، که گاهی آنها را به حاکمیت مرکزی نزدیک و گاهی از آن دور کرده است.

اشغال الجزایر از سوی فرانسه به دلایل سیاسی و اقتصادی و نظامی صورت گرفت، هدف این تفکر که در زمان ناپلئون شکل گرفت، این بود که به جناح راست خود برای حرکت‌های گسترده به سمت اروپا امنیت بخشد.

با این توضیح که:‌ اروپا به برکت انقلاب صنعتی خود هر بار آزمندیش به توسعه‌طلبی و به ویژه استعمارگری فزونی می‌یافت و از امکانات جنگی عظیم هم برخوردار می‌شد و در توانایی کشورهای نیمکره جنوبی زمین نبود که با آن مقابله کنند، فکر عملی اشغال الجزایر از جانب فرانسه به سال 1827م باز می‌گردد که به دنبال اقدام «ناپلئون بناپارت» برای اشغال جزیره «مالت» قوت گرفت و از سال 1808م. نهادهای ذی ربط فرانسوی کار تهیه نقشه و پروژه کامل اشغال الجزایر را در اجرای دستورات ناپلئون اول آغاز کردند.

در پنجم ژوئیه 1830 م.، الجزایر به اشغال نیروهای نظامی فرانسه درآمد و به دنبال این اشغال مقامات ترک که بر این کشور حکومت می‌کردند و آن را جزو قلمرو عثمانی درآورده بودند از این کشور اخراج شدند.

به علت سرنگونی خاندان «بوربون» و سقوط دولت در فرانسه، طرح واگذاری قسمت‌های دیگر الجزایر، به یک کنگره اروپایی به منظور تصمیم‌گیری در مورد آیندة آن منتفی گردید، و چهار سال تصمیم‌گیری به تعویق افتاد. در سال 1834م. نیز دولت فرانسه به دنبال گزارش یک کمیسیون ویژه، تصمیم به الحاق الجزایر گرفت و برای اجرای این طرح، فرماندار کلی برای این کشور منصوب کرد. در طی ربع قرن بعدی، تاریخ الجزایر در راستای تثبیت استیلای فرانسه بر این کشور و انضمام کامل آن بوده است و این علیرغم مقاومت شدید و مخالفت مردم تحت سلطه صورت گرفت.

«امیر عبدالقادر الجزایری»، یکی از رهبران و مجاهدان برجسته و مسلمان بود که با نیروهای خود، مقاومت جانانه‌ای را به خصوص در نواحی غربی کشور از خود نشان داد. فرانسه پس از آنکه استیلای خود را بر الجزایر کامل نمود، در سال 1857م. با سرعت هر چه تمام‌تر، در جهت اجرا و تحقق اهداف خود گام برداشت و تلاش نمود این کشور را مستعمره خود و به صورت قسمتی از خاک فرانسه در ساحل شمالی افریقا درآورده و آن را به عنوان پایگاهی به منظور تسلط بر کشورهای اسلامی افریقایی و به استثمار کشاندن آنها، قرار داد. در سال 1900 دولت فرانسه به الجزایر خودمختاری اداری و مالی داد که این خود مختاری از طریق هیأتی به نام کارگزاران مالی اعمال می‌شد که دو سوم آن را مستعمره نشینان اروپایی و یک سوم دیگر را، الجزایری‌ها تشکیل می‌دادند.

طی هفتاد سال از 1830 تا 1900م.، مردم مسلمان الجزایر از نظر اقتصادی در تنگنا قرار داشتند و از نظر فرهنگی و اجتماعی نیز در مراتب بسیار نازلی بودند. (مجیدی، ص23ـ24).

مبارزات مردم الجزایر علیه استعمار فرانسه

تحمل استعمارگری فرانسه برای مردم الجزایر بسیار گران تمام می‌شد. مردم چاره‌ای جز مبارزه در پیش روی نداشتند. پیشقدم شدن برخی از شخصیت‌های دینی در جهاد ستودنی است. این مبارزات بعد از جنگ جهانی اول با رهبری علمای مسلمان و دانشجویان و سپس با ورود مردم، شدت فراوانی یافت. نقش علما همچون «شیخ ابراهیمی» و «ابن بادیس» تعیین کننده مبارزه و جهاد بوده است. اما جنگ جهانی دوم اثر منفی بر جهاد ملت مسلمان الجزایر گذاشت. فرانسویان مخفیانه با عناصر محافظه‌کار تماس گرفتند و با هم کنار آمدند. معروف‌ترین این عناصر، «فرصت عباس» بود که «جمیعه البیان و الحریه» را به منظور ایجاد حکومت خودمختار و فدرالی با فرانسه تأسیس نمود. اما ملت الجزایر به ماهیت آنان پی برد و در سال 1945 تظاهرات گسترده‌ای را ترتیب داد که در آن خواهان استقلال کامل از فرانسه گردید و در طی آن حدود 15 هزار شهید در شهرهای «سطیف» و «قاعله» به خاک و خون غلطیدند، و در مقابل نیز 100 سرباز فرانسوی کشته شدند. و متعاقب آن توقیف «فرحت عباس» و انحلال «جنبش» و «دوستداران بیانیه آزادی» بسیاری از رهبران ناسیونالیست را متقاعد ساخت که توسل به قوه قهریه را به عنوان تنها راه حصول به هدفشان تلقی کنند. معذالک تلاش‌های برای نیل به راه‌حل رضایت طرفین تا مدتی همچنان ادامه یافت. در مارس 1946، فرحت عباس آزاد شد و «اتحادیه دموکراتیک بیانیه الجزایر» را به منظور فراهم آوردن مقدمات و زمینه تشکیل دولت خودمختار و غیرمذهبی الجزایر در چارچوب ممالک متحده فرانسه تأسیس کرد. این اتحادیه علیرغم موفقیت‌هایی که در انتخابات مجلس فرانسه به دست آورد به هیچ یک از اهداف مذکور دست نیافت. لذا در سپتامبر 1946 از مجلس فرانسه خارج شد و در انتخابات بعدی هم شرکت نکرد.

پس از قتل عام مردم منطقه «سطیف» و «کنستانتین» در سال 1945 به دست فرانسویان، در هشتم ماه مه 1945 در حوالی منطقه مذکور، مردم دست به شورش زدند، قوای اشغالگر برای سرکوبی این قیام بیش از 40 هزار نفر را به شهادت رساندند.

تخلّفات و تقلّبات عدیده انتخابات 1948، استراتژی دو حزب معروف الجزایر، یعنی «جبهه دموکراتیک الجزایر» و «جنبش برای پیروزی آزادیهای دمکراتیک» را که بر اساس مبارزه در چارچوب قانون و شرکت در انتخابات مجلس استوار بود، مورد سؤال جدی قرار داد. انتخابات 1948 و نتایج مفتضحانه آن موجب شد که جنبش ضد استعماری مردم الجزایر بیش از پیش رادیکالیزه شود. گروهی از ناسیونالیست‌های جوان عضو «جنبش برای پیروزی آزادیهای دموکراتیک» به منظور فراهم آوردن شرایط و امکانات جهت مبارزه مسلحانه با استعمارگران فرانسوی سازمانی به نام «سازمان ویژه» را بنیاد نهادند، اعضای اصلی و معروف تشکیل دهنده «سازمان ویژه» عبارت بودند از «احمد بن بلا»، «محمد بوضیاف»، «محمد فیفر»، «حسین آیت احمد»، «عبدالحسین بو یوسف». یکی از نخستین اقدامات این سازمان تشکیل یک ارتش کوچک ولی منظم و انسجام یافته 300 الی 400 نفری، و نیز بر قرار کردن تماس با رهبران جنبش ضد استعماری دانشجویدان مسلمان دانشگاه الجزایر بود.

احمد بن بلا، چهره سرشناس و سازمان دهنده اصلی، «سازمان ویژه» بود، اختلافات بین بن بلا و طرفدارانش که طرفدار جنگ مسلحانه برای نابودی استعمار بودند، و «جنبش برای پیروزی آزادی‌های دمکراتیک» به رهبری مصالی (مصالی حاج) که همچون سابق برای کسب استقلال مبارزه پارلمانتاریستی را توصیه می‌کرد، با ایجاد «سازمان ویژه» خاتمه یافت.

در 1951 پلیس استعمارگر فرانسه مبارزه گسترده‌ای را برای متلاشی کردن «سازمان ویژه» آغاز کرد که طی آن دهها عضو فعال این سازمان از جمله «بن بلا» دستگیر و زندانی شدند. در سال 1952 بن بلا موفق شد با کمک دوستانش از زندان فرار کند و به مصر برود.

در سال 1954 چند تن از فعال‌ترین اعضای «سازمان ویژه» از جمله «مصطفی بوالعید» و «بن مهیدی» و «کریم بلقاسم» در سوئیس گرد هم جمع شدند و توافق کردند که اختلافات عقیدتی و سیاسی خود را کنار گذاشته، قیامی را سازمان دهند که الجزایر را از زیر سلطه استعمار آزاد سازد. این قیام سرآغاز جنگ مسلحانه هشت ساله بود، در روز اول نوامبر 1954، با عملیات پارتیزانی در سراسر کشور مخصوصاً در روستاها آغاز شد. قبل از هر عمل، کمیته‌ای به نام «کمیته انقلابی اتحاد و عمل» مرکب از 22 نفر از مبارزان واقعی جهت رهبری موفقیت‌آمیز انقلاب، تشکیل گردید، اعضای اصلی تشکیل دهنده این کمیته عبارت بودند از: حسین آیت احمد، احمد بن بلاد، محمد العربی بن مهیدی، محمد فیفر، کریم بلقاسم، شهیانی بشیر، ملاح رشید، سودانی بوجماعه و رابح بیطاط. .